دلم خوش بود اون که بیاد چند روز، چند ساعت، حداقل چند لحظه دیگه احساس تنهایی نخواهم کرد.
دلم خوش بود.
اومد!
من تنهام!
تازه تنهاتر هم شدم
” تنهاتر “
…
بغض می بینی چه معکوس شمار افتاده به تند زدن؟!
می بینی؟!
…
“بغض” من تو یه جورایی عین هم ایم
هستیم ولی کسی باورمون نداره
هستیم ولی نمی تونیم چیزی به کسی بگیم
هستیم اما حق دعوت! نداریم
هستیم اما حق لینک ( باز کردن دریچه ) نداریم
هستیم اما خودمون هم نمی دونیم تا کی و چرا
هستیم اما انگار نه انگار که هستیم
…
یه زمانی برای تو! می نوشتم
برای اونی که قلبم گندید و دستش نگرفت
برای تویی که مقدس ترین اسم ها رو برات گذاشته بودم
حالا چی؟!
حالا منم و همین بغض
منم و یه مخاطب که دیگه تو نیستی
، می گن هر دلی یه جفت داره
چند وقته حست نمی کنم
می ترسم دیگه جفتی برام باقی نمونده باشه
می ترسم
حس خوبی نیست
دلخوشی
آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://boghz.wordpress.com/2008/08/04/%d8%af%d9%84%d8%ae%d9%88%d8%b4%db%8c/trackback/
kafie be khodet talghin nakoni
kheili oghat kesi sare rahet gharar migire ke mifahmi rabetat ba jofte ghablit ba rabeteye jadidet ghaabele ghias nist