دلخوشی

دلم خوش بود اون که بیاد چند روز، چند ساعت، حداقل چند لحظه دیگه احساس تنهایی نخواهم کرد.
دلم خوش بود.
اومد!
من تنهام!
تازه تنهاتر هم شدم
” تنهاتر “

بغض می بینی چه معکوس شمار افتاده به تند زدن؟!
می بینی؟!

“بغض” من تو یه جورایی عین هم ایم
هستیم ولی کسی باورمون نداره
هستیم ولی نمی تونیم چیزی به کسی بگیم
هستیم اما حق دعوت! نداریم
هستیم اما حق لینک ( باز کردن دریچه ) نداریم
هستیم اما خودمون هم نمی دونیم تا کی و چرا
هستیم اما انگار نه انگار که هستیم

یه زمانی برای تو! می نوشتم
برای اونی که قلبم گندید و دستش نگرفت
برای تویی که مقدس ترین اسم ها رو برات گذاشته بودم
حالا چی؟!
حالا منم و همین بغض
منم و یه مخاطب که دیگه تو نیستی
، می گن هر دلی یه جفت داره
چند وقته حست نمی کنم
می ترسم دیگه جفتی برام باقی نمونده باشه
می ترسم
حس خوبی نیست

منتشرشده در: on آگوست 4, 2008 at 6:19 ب.ظ ۱ دیدگاه

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://boghz.wordpress.com/2008/08/04/%d8%af%d9%84%d8%ae%d9%88%d8%b4%db%8c/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

یک نظر Leave a comment.

  1. kafie be khodet talghin nakoni
    kheili oghat kesi sare rahet gharar migire ke mifahmi rabetat ba jofte ghablit ba rabeteye jadidet ghaabele ghias nist
    :-)


Leave a Comment