همیشه وقتی بچه ها! برام از تغییر جنسیت می گن، اینکه دوست دارن جنسیتشون رو تغییر بدن بهشون کلی می توپم!
همیشه اینجور مواقع شروع می کنم به گفتن از ضررهای جراحی و اینکه به جای پاک کردن صورت مسئله باید به فکر قبول خودشون اونطور که هستن باشن و …
نمی گم این حرفها درست نیست، اما خداییش! یه جاهایی کــ.. شعره
اونجاییش که خودت هم گه گاه دلت می خواد اون چیزی باشی که نیستی، یا حداقل در ظاهر نیستی
اون روز یکی گفت ســـ.. برات خوبه، مرد می شی!
دلم می خواست داغونش کنم
نشد
کثافت حرفاش رو زد و نشد حرفی بهش بزنم
تهش که آروم شدم با خودم گفتم: مرد؟!
مرد بشم؟!
ولی من نمی خوام، حالا نمی شه زن بشم؟!
فکرش رو بکن
اگه یه دختر بودم
اگه یه دختر معمولی بودم
مثل حالا که یه پسر معمولیم
می رفتم و یه پسر معمولی گیر میوردم،
جلو نمی رفتم!
با کمی اشوه اونو سمت خودم می کشوندم
عاشقش می کردم
حشریش می کردم!
انقدر که به در دیوار بزنه برای کنارم بودن
اما بهش نمی دادم
نمی دادم!
تشنه اش می کردم، انقدر که باهام ازدواج کنه
عقد که کردیم
دیگه تحمل رو می ذاشتم کنار
اوایلش هم من داغ بودم و هم اون
روزی چند بار می خوابوندمش!/ می خوابیدم براش
به اندازه تمام صبرم خالیش! می کردم
کم کم که جلو می رفتیم هم اون خنک! می شد و هم من
یه زمانی می رسید که خسته میومد خونه
خسته و کوفته
حال نداشت براش بخوابم
حوصله نداشت
اما من کنارش می خوابیدم
همین که لباساش رو در می اوردم
همین که سینه هاش رو می دیم برام کافی بود
شب جمعه به شب جمعه هم …
اینجا است که می گم گه گاه همهی اونچه که درسته کـــ… شعر می شه
دقیقا همونجایی که تو هم دلت می خواد، باید عقل رو بذاری کنار
شعریات، بدیهیات، منعت می کنن، اما، مطمئن باش دلت رو نمی تونن کاری کنن و توی همین نقطه است که می گی:
کاااااااااااااااااااااااااااااش
مرد، من؟!
ببخشید نشنیدم!
ببخشید گوشیم توی جیبم بوده صداشو نشنیدم، امری داشتین؟!
ببخشید گوشیم …
این روزا کارم شده تولید انواع مدل دورغ،
دروغ به خودم برای روزهایی بهتر
دروغ به دیرگان برای هر کاری، حتی یه تلفن جواب دادن
بابا چطور بگم حوصله ندارم
چطور می شه گفت دست از سرم بردارید
چطور …
داغونم، داغون
نمی شنیدی!
اون روز رو یادته؟!
روز نبود، نه، شب بود،
عین خیلی شب های دیگه کنار هم قدم می زدیم
فکر نکنم یادت باشه
تو حالت خوش نبود
درست یادم نیست چرا
حوصله حرف زدن نداشتی
نمی دونستم چکار کنم حرف بزنی
زدم به برنامه نویسی
تو که خوره توضیح دادن های تخصصی
نیم ساعت یه بند حرف زدی
من گوش می دادم
نه به حرفات
به تن صدات
کلمه ها اونی نبود که می خواستم
ولی مهم این بود تو حرف بزنی و من صدات رو بشنوم
احتمالا یادت نمیاد ولی من اون شب مازوخیستی حرفات رو ضبط می کردم
هیس!
صداش رو بالا نیار
تکراری!
فکر کنم اینو اینجا قبلا هم نوشتم
جگرم داره می سوزه
بدجوری هم می سوزه
سال گذشته از بهترین ها بودم
جز معدود افرادی بودم که متن سخنرانی دکتر رو دید
کسی بودم که اون متن رو رد کرد و دکتر رو از خوندش پشیمون
کسی بودم…
امسال بدجوری توی اون جشن جام خالی بود
امسال هم حقم جز بهترین ها بودن بود
اما…
دلم بدجوری گرفته
اگر زحمت نکشیده بودم
اگر وقت نذاشته بودم
عین خیلی کارهای دیگه که روشون ادعایی نداشتم
روی اینم هیچ ادعای نمی داشتم
اما حداقل حقم جز بهترین ها بودن بود
این ادعا نیست
این رو باور دارم
باور
واست وقت ندارم
مگه اینجا واسه خودم نیست؟!
مگه قرار نیست من بخونمش و من؟!
مگه …
واسه خودم وقت ندارم، یعنی اغلب واسه خودم وقت ندارم، فعلا بی خیال
یعنی تمام زندگی من به نجات اون نمی ارزید؟!
دارم داغون می شم
عین یه مانکن بود
اما یه مانکن خمار
چشاش خمار بود
تابلو نبود
یعنی یه خورده که بهش می رسیدی! اصلا نشون نمی داد
25؟!
نه بابا، بعید می دونم ازم بزرگتر باشه
نهایت رو شاید بشه بگی 25 ولی بیشتر از اون نه
یه سرنگ
یه رگ
یه صحنه چندش آور فرو کردن و پاره شدن به اندازه یه سر سوزن
دلم گرفت
بدجوری گرفت
بغض کردم
همونجا اشکم جاری شد
اومدم برم جلو
یه مزاحم!
عین همیشه
اون وسط باز یه مزاحم پیدا شد
بهش گیر داد و فراریش داد
نرسیدم بهش
دلم می خواست بهش بگم حاضرم عمرم رو بدم ولی ترک کنه
حاضرم جونم رو بدم تا سالم بشی
می دادم
تو می دونی که می دادم
نه به خاطر قیافه اش
شاید هم به اون خاطر!!
ولی خب مگه مهمه برای چی؟!
مهم این بود حیف بود
جوونیش
یه فکر
یه آدم
حیف بود
چقدر دیدن سالمش
دیدن چشم هاش به جای اینکه خمار باشن، پر از امید باشن
می تونست قشنگ باشه
فکرش رو بکن
دیدن چشم هایی به اون قشنگی که امید توشون موج می زنه
…
چی فکر کردی؟!
فکر کردی حتی یه ذره به برای خودم بودن فکر کردم؟!
نه عزیز
راستش رو بخوایی برام دیدن عاشق شدنش جالب بود
اما خوب می دونم نامزدش، عشقش از چه جنسی می بود
مهم نیست
مهمه؟!
نه به خدا، مهم نیست
همین که چشاش رو عاشق می دیدی قشنگ بود
عشقش هم قشنگ بود و قابل قبول
کاش می شد عمرم رو بدم برای نجات همون یک نفر
حراج!
این دوره زمونه برای اینکه یه وبلاگ خوب داشته باشی باید منابع متعدد و خوبی و در عین حال سکرتی! داشته باشی.
البته می شه از منابع باز هم استفاده کرد ولی داشتن مطالب اختصاصی هم لازمه یک وبلاگ خوبه
خلاصه!، این روزهای آخری افتادم به حراج منابع پسری،
می دونی درد بخشیدنشون نیست
نه
می خوام بمونن چکار؟!
درد اینه هیچ جا رو نمی شناسم همه ی منابع رو یکجا بهش بدم و این تیکه تیکه شدن آزارم می ده
به یکی منابع عکس
به یکی منابع …
به هر کسی می شه یکیشون رو داد
ولی هیچ کس نیست که همشون رو بتونه داشته باشه و بتونه همزمان استفاده کنه
حیف نیست؟!
کاش یه نفر به گشادی خودم بود!
باورت می شه؟!
اگه بگم بزرگترین دلیلم بعد از ترس! برای پیشنهاد ندادن بهش چیه باورت می شه؟!
مهم نیست، باورت هم نشد، نشد
من که می گم
می خوایی باور کن، می خوایی…
بزرگترین دلیلم بعد از ترس! اینه که فکر می کنم با من حروم می شه، کنار من حروم می شه
حیفم میاد بدنش به بدنم بخوره، آخه حیفه، اون همه ماهیچه کنار این تن بی هنر
وای!، خداییش حیفه
منم آدمم!
تیتر رو بی خیال!، اونو همینجوری زدم که به خودم امید داده باشم وگرنه من و آدم بودن؟!
آخ که چقدر دلم براش تنگ شده
موهای فرش
اون صدای گرفته اش
اون لبخندای قشنگش
عکسی ازش ندارم ولی این وبلاگ های لعنتی جدیدا گیر دادن به زدن عکس مانکنی که خیلی بهش شبیه
چند روز پیش همین که چشمم به عکس اون مانکن افتاد ناخودآگاه گریم گرفت
تا تونستم گریه کردم
چند روزه عکس اون مانکن رو روی گوشیم گذاشتم و هر وقت دلم می گیره نگاش می کنم
کاش یه درصد هم امکان به هم رسیدنمون بود
اصلا من به چه دردش می خورم؟!
من یه سوسول و اون یه مرد!
من یه ضعیف و اون یه مرد!
من یه احمق و اون یه مرد!
من یه ولخرج و اون یه مرد!
من یه …
کاش منم یه مرد زندگی داشتم
تا سپیده!
اینکه چرا یکی اون ور دنیا می خواد با این ور، اونم دقیقا با یه شخص خاص حرف بزنه نه عجیبه و نه چیز جدیدی
تا سپیده صبح حرف زدن هم عجیب نیست
اصلا نکته عجیبی در کار نیست
تلاشی که من کردم نه عجیب بوده و نه نتیجه اش! عجیبه
خلاصه! اینکه تا صبح با ســــ… بانو حرف زدم
یه لابی!، یه گروه!، یه عده!، ما! و …
گفتم طرحی نو باید در انداخت
گفتم و گفت، نه، گفت و گفتم.
باید طرحی نو در انداخت و اینو قبول داره، ولی چه وقت، چه کس، چطور…
اینها باید حل بشن
خلاصه! خسته ام اما راضی!